رسانه های قدیمی هنوز زنده هستند!
هر زمانی برای خودش رسانه هایی دارد. رسانه هایی که کهکشان ارتباطی را شکل می دهند و همه چیز را به هم ربط می دهند. استفاده درست از این رسانه ها باعث می شود تا ارتباطات به شکل درست برقرار شود.
خیلی ها فکر می کنند رسانه های نوین، می توانند جای رسانه های سنتی را بگیرند یا حداقل بخش زیادی از کارکردهای آنها را به عهده بگیرند. در واقع این افراد یک سری وظایف خاص برای یک رسانه تعریف کرده و سپس با ارائه رسانه ای جدید، از همگان انتظار دارند که آن کارکردهای خاص را این بار از رسانه های جایگزین بخواهند.
این کار همیشه درست پیش نمی رود. اگر هدف اصلی از خواندن روزنامه، دریافت اخبار باشد، می توان گفت استفاده از یک رسانه آن لاین شاید جایگزین شود، اما برای اکثر خوانندگان هدف اصلی، خواندن روزنامه نیست.
در واقع روزنامه یک وسیله است که مجموعه دور و بر خودش را پدید آورده است. الکساندر سولژنیتشین در کتاب “مجمع الجزایر گولاگ” روایت فردی را نوشته است که به خاطر نبود روزنامه و کاغذ، در کنار عکس های استالین که در آن زمان به وفور یافت می شده است، تمرین امضا می کرده است و همین باعث جلب وی و اعزام او به مجمع الجزایر شده است، مجسم کنید اگر روزنامه در دسترس این دهقان بود، ایا اکنون زنده نبود؟ البته این یک مثال از کارکردهای روزنامه است.
اما دیگر رسانه ها هم کاربردهای خودشان را دارند و هرگز از بین نمی روند.
یک مثال جالب دیگر را خودم به شخصه تجربه کردم. این روزها هر کسی که می خواهد با شخص دیگری رابطه ای (البته از نوع شرعی و شناسنامه ای) برقرار کند، ابزارهای متعددی در دسترس دارد. دیگر دوران نامه فدایت شوم گذشته است، نامه هایی پر خطر که معلوم نبود توسط چه کسی گشوده می شوند. پیام کوتاه، پیام رسان های تحت شبکه، تلفن همراه و وسایت های اجتماعی مانند کلوب و فیس بوک جایگزین های خوبی هستند.
اما هنوز هم برخی ابزارهای قدیمی کارکرد خودشان را از دست نداده اند. مثال بارز این ابزارها، جزوه است.
البته تجربه شخصی من خیلی هم شخصی نیست! بلکه متعلق به یکی از همکاران است. عکسی که اینجا قرار داده ام، صفحه اول کتاب دکتر شکرخواه، خبر، است. همکار عزیز ما هنگامی که مشغول مطالعه بخش های این خبر بوده است، به فردی از جنس مخالف برخورده و خواسته با ایشان ارتباط برقرار کند. این دوست ما هیچ راهکاری برای دادن شماره تلفن خودش به فرد مقابل نداشته است، چرا که در یکی از دانشگاه های پادگان مانند شهر قم، این اتفاق مبارک برایشان افتاده است، یعنی دانشگاه قم!
در اینجا، ابزارهای مدرن همگی بی فایده از کار درآمده اند و تنها کتاب، این دوست صمیمی انسان، به نامه رسان تبدیل شده است.
این دوست ما شماره صفحه ای که در بالای آن شماره تلفنش را با مداد نوشته بوده است، روی صفحه اول کتاب نوشته و سپس مکالمه ای این چنین اتفاق افتاده است:
ـ ببخشید خانم … کتابتون جا موند.
ـ بله؟ کتا ب من؟ آهان یادم رفت، ببخشید. دست شما درد نکنه
و این چنین این خانم محترم با باز کردن صفحه اول کتاب، مستقیما به صفحه ای مراجعه کرده است که این همکار ما نشانی داده است.
نتیجه گیری منطقی از این ماجرا این است که نباید ابزارهای قدیمی انتقال پیام و رسانه های نسل گذشته را کنار گذاشت، این رسانه ها هم هنوز مصرف خودشان را دارند!
کامنتها
نظر توسط بوجی
زمان : ۳۰, ۲, ۱۳۸۷, ۴:۱۸ ب.ظ از اینجا
سلام روش خوبی رو این برادرمون برای رسیدن به هدفش انتخاب کرده خوب اینم یه جور نوآوری و شکوفاییه دیگه…
نظر توسط حسن ميثمي
زمان : ۳۰, ۲, ۱۳۸۷, ۵:۲۱ ب.ظ از اینجا
خوب شد اين اتفاق در مفيد قم نيفتاد!
البته الآن ديگر بعيد مي دانم اين قدر مشكل باشد.مي گويند خانم ببخشيد!من از شما خوشم آمده.مي توانم باهاتون آشنا بشم؟
خانم هم مي گه:ئه؟چرا كه نه!با هم دوست مي شويم.
و با هم دوست مي شوند.
خيلي خوب است.نه؟
نظر توسط محمد همسایه تون
زمان : ۳۱, ۲, ۱۳۸۷, ۱۰:۲۸ ق.ظ از اینجا
کتاب یاری که همیشه مهربان است و درویش معتمد روزهای این چنینی…
کتابی که خبر است و خبری هم در دل خود دارد.
نظر توسط محمد همسایه تون
زمان : ۳۱, ۲, ۱۳۸۷, ۱۰:۳۵ ق.ظ از اینجا
مقدمه ایی بر ارتباط
کتاب یاری که همیشه مهربان است و درویش معتمد روزهای…
کتابی که خبر است و خبری هم در دل خود دارد.
در این دوران تنوع ارتباط برقرار کردن هم زیبایی خود را دارد. آن هم از نوع قدیمی اش
به گمانم این اعتماد است به ابزار گذشته با همه قدیمی بودنش
نظر توسط سمانه روشنايي
زمان : ۳۱, ۲, ۱۳۸۷, ۷:۳۱ ب.ظ از اینجا
براي شادي ثانيه ها سلام
دوست با هوشي دارين
خدا حفظشون كنه
مي تونن با اين همه اطلاعات و راهكار براي ارتباط بين دو نفر يه كتاب چاپ كنن كه بي شك مخاطبين فراواني هم خواهد داشت.
پايدار باشين
نظر توسط مهدیه
زمان : ۳۱, ۲, ۱۳۸۷, ۹:۵۹ ب.ظ از اینجا
خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
هنوز هم کاربرد داره؟
چه مسخره
میگم مگه دانشگاه قم بیرون از دانشگاهش هم همون قوانین حاکمه؟
این دو تا احتمالا … نمی دونم چه احتمالی وجود داره!!!
فقط در مورد ای میل های امروزم به شما که خیلی ممتد شد یه نکته دیگه هم با عرض معذرت یادم اومد
این که منظورم از نزدیکی طول و عرض جغرافیایی نبود و چون مطلع بودم مادر همسرتون هستن از شما خواستم
و این که
دنبال معرفی استاد از ایشون هستم
البته فقط خودشون در جریان باشن کافیه ممنون
نظر توسط مهدیه
زمان : ۳۱, ۲, ۱۳۸۷, ۱۰:۰۰ ب.ظ از اینجا
من می خواستم نظر قبلیم تایید نشه چرا نشون داده شد؟
نظر توسط عکس ها و خبرها
زمان : ۱, ۳, ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ب.ظ از اینجا
سلام
نظر توسط یار دانشجویان
زمان : ۲, ۳, ۱۳۸۷, ۴:۲۰ ب.ظ از اینجا
سلام
باید تجربیات دیگران را دید و خواند و استفاده کرد.
هر چند این یکی از روش های قدیمی است ولی کماکان استفاده می شود.
نتیجه این نوشته:
۱- کتاب خوب است
۲- روش های قدیمی هنوز هم کاربرد دارند
۳- کتاب خبر، کتاب است که خبرهای زیادی در خود دارد.
۴-ارتباط برقرار کردن با کتاب، ارتباطی فرهنگی است پس ارتباط خوبی است
۵- و باز هم این که کتاب یار مهربانی است که همه جوره مفید می باشد
نتیجه اخلاقی:
باید سرانه کتاب خوانی بالا برود تا ارتباط برقرار کردن های این گونه فرهنگ جامعه را بالا ببرد.


نظر توسط پاییز
زمان : ۳۰, ۲, ۱۳۸۷, ۹:۰۲ ق.ظ از اینجا
سلام … از دیدن کامنتتون تعجب کردم … از دیدن اینکه سایتتون روبه راهی کمی بیشتر و از دیدن اینکه لینک من را د رقسمت لینکستانتون قرار دادید خیلی بیشتر …
ان شا اله که اوضاع خوب و روبه راه باشه…
راستی تولد تون هم مبارک باشه…